تبلیغات
کد تبلیغات
دسته بندي

            94-12-1gh4750 

داستان خواندنی عشق منطقی


اگر دوست دار داستان کوتاه می باشید ما برای شما داستانی با نام عشق منطقی نیز در این قسمت گذاشته ایم.پسر جوانی عاشق دختری بود. دختر زیاد زیبا و قشنگ نبود، اما برای آن پسر جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را می‌دید که باقی عمرش را با او سپری می‌کند.

 

دوستان آن پسر به او می‌گفتند: «چرا اینقدر خواب او را می بینی و به او علاقه داری وقتی نمی‌دانی او اصلاً عاشق تو هست یا نه؟ اول احساست را به او بگو و ببین او تو را دوست دارد یا نه.»پسر جوان خیال می‌کرد دختر او را دوست دارد. دختر از اول می‌دانست که جوان عاشق اوست.

 

یک روز که جوان به او پیشنهاد ازدواج داد، او رد کرد. دوستانش فکر کردند که او به هم خواهد ریخت و به مواد اعتیادآور روی خواهد آورد و زندگیش تباه خواهد شد. اما با تعجب دیدند که او اصلاً افسرده و غمگین نیست.وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟

 

من کسی را از دست دادم که هرگز عاشق من نبود و او کسی را از دست داده است که واقعاً عاشق او بود.»به دست آوردن عشق واقعی سخت است. عشق یعنی خود را فدای دیگری کردن بدون هیچگونه چشم‌داشتی، و اگر فردی این را رد می‌کند، اوست که مهم‌ترین چیز در زندگی را از دست داده است. پس هرگز احساس افسردگی و دل‌شکستگی نداشته باشید.



لینک منبع

مطالب مرتبط :
برچسب ها :

جدیدترین مطالب
شبکه بهینه سازی محتوا تیکفا برای مشاهده بیشتر کلیک کنید.