تبلیغات
کد تبلیغات
دسته بندي

            94-12-1gh4750 

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها


در این قسمت از بیوگرافی ۹۸ درخدمت شما هستیم با عنوان » خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس

gullerin-savasi-dezfun-com-1

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس

قسمت آخر سریال نبرد گلها

خلاصه داستان سریال نبرد گلها و قسمت آخر سریال نبرد گلها به همراه عکس های سریال نبرد گل ها را برای شما عزیزان سایت تفریحی دز فان آماده کرده ایم امید است استفاده کنید.

داستان سریال نبرد گلها

گلرو در یکی از محله های کناری استانبول به دنیا اومده و در کاخی که باباش در اون باغبون هستش بزرگ شده . ولی هنوز یه پاش هم در همون محله قدیمی و ساده و صمیمی خودشونه . گلرو بین محله قدیم و کاخی که توش بزرگ شده در رفت و آمده و دنیای کوچیک خودش رو داره . گلرو در زندگیش چند تا قهرمان داره : باباش صالح ، عشق دوران بچگیش مرت ، خواهراش و دوستش جهان . ولی یکی دیگه هم هست به نام گل فام سیپاهی که گولرو از بچگیش طرفدار اونه ولی خونواده گلرو و مرت از این طرفداری و دوست داشتن خوششون نمیاد و این کینه قدیمی با بازگشت گل فام به کاخ دوباره شعله ور میشه و ….

بازیگران : Sercan Badur, Canan Erguder, Baris Kilic

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس
gullerin-savasi-biography98-com-11

قسمت آخر سریال نبرد گلها

خلاصه قسمت ۵۲ و ۵۳ نبرد گل ها گلفام به هدفش رسید و امید گلرو و هاتف و با هم دید و به نظرش حرفای گلفام درست اومد. رفت تو بار و مست کرد و یک دختر و که دوست قدیمیش بود و دید و با دختره رفت خونش اما پیش دختره نموندو با تاکسی رفت خونه.

 

گلرو زود جلسش و با هاتف تموم کرد و وقتی که امید و اون دختره با هم می رفتن با هم دیدشون و تنها رفت خونه. امید حسابی حالش بد شد و کلی با شوکت دعوا کرد و وقتی شوکت اسم گلرو رو آورد بهش توپید و گفت تو به زندگی خودت برس و با من شوخی نکن. یه پسری تو حسابداری گلفامه که پسر دوست صالح خان و آشنای مشترکش و می فرسته خونه صالح خواستگاری و صالح بدون پرسیدن نظر گلرو رضایت میده و به حرف گلرو و چیچک هم اهمیت نمیده. فردا غنچه گزارشش و به گلفام میده و گلفام ازش میخواد که امید نفهمه.

 

جهان کلی پیش گلفام ناراحتی می کنه که من زشتم و گلرو من و دوست نداره.گلفام هم دلداریش میده که دختر زیاده و تو خوشگلی و پاکی.گلفام لیست مانکن هایی که پیش امید عمل پروتز انجام دادن و گرفت و به یکیشون که کم کار شده زنگ زد و مرت و هم خواست و بهشون گفت که برای تبلیغات ادای دوست دختر و دوست پسر دربیارن. از دختره در مورد تغییر هیکلش پرسید و از زیر زبونش عمل پروتز و که امید حکیم اوغلو انجام داده و بیرون کشید و این که دوست پسرش نمیذاشته کار کنه اما الان جدا شده.

 

بعد به دختره گفت که یه مصاحبه مطبوعاتی راه میندازه و تو رسانه ها اعلام کنه که امید حکیم اوغلو سینش و خراب کرده و به خاطر همین دوست پسرش ازش جدا شده . دختره اول قبول نکرد اما وقتی گلفام گفت به کس دیگه ای زنگ می زنه سریع قبول کرد و بعدم با مرت جلوی گلرو ادای دوست دختر و دوست پسر درآوردن اما گلرو اهمیتی نداد.دولگو برای جهان کادو می خره و سعی می کنه بهش نزدیک بشه و جهان و بو می کنه و می بوسه بعد از گیتارزدن جهان لبش و می بوسه . جهان از خودش دورش می کنه و همون موقع گلرو میاد تو اتاقش می خواد باهاش صحبت کنه دولگو باهاش دهن به دهن میذاره گلرو ازش میخواد که ۵ دقیقه تنهاشون میذاره دولگو از جهان می پرسه و جهان یاد حرف گلفام می افته که نذار دیگران فکر کنن خاصن و میگه نه.

 

اما وقتی دوباره خواهش میکنه جهان از دولگو میخواد بره و دولگو هم میره پیش گلفام در حضور امید چغلی می کنه که گلرو نمیذاره من به امید نزدیک شم. گلفام هم که قبل از اون به امید می گفت گلرو پشت ظاهر مظلومش خیلی باهوش  و حریصه بازم از فرصت استفاده می کنه و از گلرو بد میگه. گلرو با جهان صحبت کرد و گفت با امید رابطه نداشته و نداره و دوباره رابطشون خوب شد و جهان گفت که دولگوبراش کادو خریده . اومد پایین و خواست به گلفام هشدار بده که دولگو زیادی به جهان نزدیک میشه و گلفام زد تو ذوقش که بذار جهان از پیلش بیاد بیرون و چرا می خوای جهان فقط با تو باشه.تانر صبح میخواد چیچک و برسونه و چیچک بدون دعوا قبول می کنه دانشگاه و می پیچونه و با تانر میره بیرون.

 

چیچک به تانر گفت که نمی تونن به خاطر غنچه با هم باشن . تانر گفت که غنچه خودش خواسته و من به زور با هیچ دختری نبودم. هیچ دختری هم تا حالا برام مهم نبوده و حالا که یکی برام مهم شده حالیش نکن. موقع رفتن غنچه اونا رو با هم می بینه و میره تو فیس بوکه تانر و متوجه میشه که خیلی وقته به فیس بوکش سر نزده و میگه که پس با همن. شب میاد جلوی در منتظر چیچک می ایسته و وقتی تانر و چیچک با هم می رسن اونا رو با هم می بینه و بعد از رفتن تانر با چیچک دعوا می کنه و کتکش می زنه. تانر از دور می بینه و بر میگرده و به غنچه میگه روانی من چیچک و دوست دارم اگه بهش دست بزنی حسابت و می رسم. غنچه میاد تو حیاط و به چیچک میگه که با بابا میگم و چیچک هم میگه من گلرو نیستم و میرم به بابا میگم چه غلطایی کردی و غنچه هم ساکت میشه.بعد از شام هم میرن تو اتاق و جلوی گلرو بحث می کنن.

 

چیچک جواب غنچه رو میده که تانر برام تعریف کرده که چه کارایی کردی و تو به خاطر پول آبروی خودت و بردی. گلرو میگه به هر حال اون با خواهرمون بوده اما چیچک میگه ما با هم خوشیم و خوشحالیم به غنچه هم میگه اگه بهم دست بزنی میرم به بابا میگم کارات و از اتاق میره. غنچه به گلرو میگه ببینش. وگلرو میگه خودم به اندازه کافی دردسر دارم هر کاری می خواین بکنین به من ربطی نداره.امید به گلفام زنگ می زنه و گلفام جلوی گلرو کلی عشوه میاد . هاتف میاد تو دفتر و گلرو رو صدا می کنه و کلی ازش تعریف می کنه و وقتی می بینه امید داره میاد گلرو رو فرستاد دنبال قهوه. گلرو و امید با هم رو به رو شدن. امید گفت خوش گذشت? و گلرو گفت نه به اندازه شما. امید گفت اون روی تو رو هم دیدم گلرو گفت من مثل همیشه ام شما زیاد حالت رو به راه نبود. هاتف و گلفام میان بیرون و هاتف میره گلفام و امید هم با هم میرن شام و پیاده روی که بعدش رفتن خونه گلفام که اون جریان دولگو و جهان و گلرو پیش میاد که جلوتر تعریف کردم. گلرو همش میخواد به امید زنگ بزنه اما جلوی خودش و می گیره. تو دفتر با اون خواستگارش اوزجان رو به رو میشه و یه پرس و جویی هم در موردش می کنه.

 

به مسعوده میگه میرم بهش میگم که نمی خوام تا از خواستگاری منصرف شه مسعوده هم بهش میگه که این کارو نکن بابا و ما رو ناراحت نکن.خبری که گلفام می خواست در مورد شکایت از امید توسط سدا همون مانکنی که قراره نقش دوست دختر مرت و بازی کنه چاپ میشه. امید به گلفام زنگ زد و گلفام نقش یه دوست خیلی خوب و بازی کرد که سدا و مرت پیش منن و من راضیش کردم که فردا تکذیبیه چاپ کنه و نگران نباشه. جانر به مسعوده گفت اگه برنگردی خونه خودم طلاقت میدم و میرم زن میگیرم و بچت و تنها بزرگ کن. مسعوده هم سریع کم آورد و زنگ زد و گفت درخواست طلاق و پس میگیرم اما صبر کن تا بابام  و راضی کنم. جانر که کلی از جدایی مسعوده ناراحت بود حالا براش کلی طاقچه بالا میذاره.

 

با توجه به اینکه سریال نبرد گلها به تازگی از شبکه های ترکیه ای پخش شده است به محض پخش قسمت آخر سریال ترکی نبرد گلها در این قسمت قرار داده می شود.

تصاویری از این سریال رو با هم میبینیم »

gullerin-savasi-dezfun-com-12

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس

gullerin-savasi-dezfun-com-13

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس

gullerin-savasi-dezfun-com-14

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس

gullerin-savasi-dezfun-com-15

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس

gullerin-savasi-dezfun-com-16

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها + عکس

gullerin-savasi-dezfun-com-17

gullerin-savasi-dezfun-com-18

مطالب مرتبط :

داستان و عکس های سریال ماه پیکر

داستان سریال کوسم سلطان

نوشته خلاصه داستان و قسمت آخر سریال نبرد گلها اولین بار در بیوگرافی ۹۸ پدیدار شد.



لینک منبع

مطالب مرتبط :
برچسب ها :

جدیدترین مطالب
شبکه بهینه سازی محتوا تیکفا برای مشاهده بیشتر کلیک کنید.