تبلیغات
کد تبلیغات
دسته بندي

            94-12-1gh4750 

حکایت های گلستان سعدی: باب اول، حکایت ۱ – در سیرت پادشاهان


3002114

حکایت های گلستان سعدی: باب اول، حکایت ۱ – در سیرت پادشاهان

سعدی شیرازی، پادشاه سخن، در زندگی خویش سختی های زیادی کشید، رنج سفر های طولانی ای به جان خرید تا تجربیات گرانقدری را کسب کرد و این تجربیات را به نظم و نثر درآورد تا دریچه های حکمتی باشند برای آیندگانش.

ما آخرین خبری ها نیز کتاب گلستان را که می توان گفت از تاثیر گذارترین کتاب در نثر ادبیات فارسی ست را برای شما کتابخوانان عزیزمان به اشتراک می گذاریم.

در یکى از جنگها، عده اى را اسیر کردند و نزد شاه آوردند. شاه فرمان داد تا یکى از اسیران را اعدام کنند. اسیر که از زندگى ناامید شده بود، خشمگین شد و شاه را مورد سرزنش و دشنام خود قرار داد که گفته اند: هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید.

وقت ضرورت چو نماند گریز

دست بگیرد سر شمشیر تیز

پادشاه از وزیران خود پرسید: این اسیر چه مى گوید؟

یکى از وزیران نیک سرشت گفت: ای خداوند همی گوید:

(والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس)

آل عمران _ ۱۳۴

پرهیزکاران آنهایی هستند که هنگام خشم، خشم خود را فرو برند و لغزش مردم را عفو کنند و آنها را ببخشند.

شاه با شنیدن این آیه، به آن اسیر رحم کرد و او را بخشید، اما یکی از وزیرانی که مخالف او بود نزد شاه آمد و گفت: نباید وزیرانی چون ما نزد شما سخنی دروغ بگویند. این اسیر به شما دشنام داد و به باد سرزنش گرفت.

شاه با شنیدن این جملات سخت آشفته شد و گفت: دروغ آن وزیر برایم پسندیده تر از صداقت تو بود، زیرا دروغ او از روی مصلحت و نیکی بود و حقیقت تو از روی پلیدی. چنانکه خردمندان گفته اند: (دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز)

هر که شاه آن کند که او گوید

حیف باشد که جز نکو گوید

و بر پیشانى ایوان کاخ فریدون شاه، نبشته بود:

جهان اى برادر نماند به کس

دل اندر جهان آفرین بند و بس

مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت

که بسیار کس چون تو پرورد و کشت

چو آهنگ رفتن کند جان پاک

چه بر تخت مردن چه بر روى خاک

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

نوشته حکایت های گلستان سعدی: باب اول، حکایت ۱ – در سیرت پادشاهان اولین بار در پدیدار شد.



لینک منبع

مطالب مرتبط :
برچسب ها :

جدیدترین مطالب
شبکه بهینه سازی محتوا تیکفا برای مشاهده بیشتر کلیک کنید.